X
تبلیغات
رایتل
.:Welcome To ParenThesis:. Persian & Professional Journalist Weblog
  جست و جوی واژگان
   
   
     
..

a

..
a

 

رومینا
» رومینا کوچولوی ما

دانش ارتباطات
» محمد حسین فیروزی و تکنولوژی تلفن همراه

مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای
» وابسته به روزنامه همشهری

مدیا نیوز
» پایگاه اطلاع رسانی حوزه رسانه و علوم ارتباطات

دوازده هزار روزنامه آنلاین دنیا
» لینک روزنامه های آنلاین

از اینجا به ...
» وب نوشت های علی جعفری

دکتر فرزان سجودی
» دکترای زبان شناسی

روزنامه نگار
» یادداشتهای عباس مشکوه رضوی

سوسه
» یادداشتهای طنز مهدی نصیری

رسانه ها و آزادی اطلاعات
» وب سایت شخصی دکتر نمک دوست تهرانی

روزنامه آنلاین
» یکهزار روزنامه از سراسر دنیا

باغ بزرگ
» یادداشتهای روزنامه نگاری عیسی محمدی

امید جهانشاهی
» رسانه نگاری و مدیریت رسانه

صفر
» یادداشتهای سمیرا سامانی

ارتباطات دات کام
» وب نوشت های سید علی موسوی

نگاه یک پزشک
» نگاه علیرضا مجیدی به دنیای پزشکی ُاینترنت

روابط عمومی در مطبوعات
» وبلاگ روابط عمومی روزنامه قدس

دکتر یونس شکرخواه
» سایت رسمی دکتر یونس شکرخواه

روزنامه نگارنو
» روزنوشته‌های مصطفی قوانلو قاجار

خبر نویس
» ارتباطات روزنامه نگاری و ترجمه

علی اکبر قزوینی
» نوشتن سرنوشت من است

وبلاگوار
» وبلاگی بیشتر در مورد وبلاگ، ارتباطات و رسانه ها

دکتر محکی
» سایت شخصی دکتر علی اصغر محکی

دکتر عبدالرضا شاه محمدی
» مطالبی در باره علوم ارتباطات اجتماعی

پروفسور معتمدنژاد
» پدر علم نوین ارتباطلت ایران

دات
» وبلاگ تخصصی دکتر شکرخواه

سپیدار
» وبلاگ دکتر جعفری سهامیه

رو در رو
» وبلاگ دکتر احمد توکلی

مینی ژورنالیست
» چند یادداشت

خبرنگار
» وبلاگ تخصصی حمید ضیایی پرور

رسانه های بریتانیا
» لینک رسانه ها

اخبار ارتباطات
» مجموعه یادداشتهای روزنامه نگاری

مرکزمطالعات وتحقیقات رسانه ها
» مرکز تحقیقاتی روزنامه نگاری

 

382410


a

.

.

.


" انسان کامل هرگز ظهور نمی یابد ، چنین انسانی وجود ندارد . از این رو مجبوری انسانهای ناکامل را دوست بداری .تو با عشق خود اورا به انسان کاملی مبدل می سازی. "اوشو" --- امید ، دارویی است که شفا نمی دهد ولی درد را قابل تحمل تر می کند. "آشار" --- هدف زندگی دو چیز : آنچه را که می خواهیم بدست آوریم و سپس از آن لذت ببریم . "اسمیت" --- احمق نمی تواند همان درختی را ببیند که خردمند می بیند . "ویلیام بلیک" --- همه دلتنگی ها از دل نهادگی بر این عالم است. "مولانا" --- اگر اراده ای نباشد عشقی در کار نیست. "مهاتما گاندی" --- اگر ایمان خوب پرورش داده شود در برابر هر نومیدی مقاومت می کند. "پائلو کوئیلو" --- ما هنوز فرزندان الهی در تبعید هستیم. "جان براد شاو" --- آنکه پرنده نیست ، نباید بر پرتگاه آشیانه بسازد. "نیچه" --- از پشت عینک طلا ، دیدگان درخشش ندارند. "آناتول فرانس" --- دروغ مثال برف است که هر آن را بغلتانند بزرگ تر می شود. "مارتین لوتر" --- وظیفه حال را نباید به آینده واگذار کرد ، هر چند در آینده بهتر و بزرگ تر باشد. "ارنست تاویل" --- دنیا گلیست که گلبرگهایش خیالی و خارهایش حقیقی است. "سیلوا" --- ایمان دو نیمه است ، یک نیمه صبر و نیمه شکر. "پیامبر اسلام(ص)" --- اگر گوش داری بشنو و اگر زبان داری سکوت کن. "صائب تبریزی" --- هر کاری که تصمیم آن را بگیرید نصفش را انجام داده اید. "ابراهام لینکن" --- ابله ترین خلق کسی است که در حق دوست خود با دشمن تدبیر کند. "ابوسعید ابوالخیر" --- اگر یاد بگیرید که به مشکلات خود بخندید ، پس همیشه چیزی دارید که به آن بخندید. "لین کارول" --- هنر ، زیور بشر است و بشر زیور کیهان. "ناصر خسرو" --- اگر قضاوت بد نمی خواهی قضاوت بد نکن. "ژول ورن" --- تمام شان و عظمت انسان در فکر اوست. "پاسکال

 

1389,08,05

خبرنگاران شهرستانی پشت میزها به دنبال چه می گردند؟

خبرنگاران شهرستانی پشت میزها به دنبال چه می گردند وقتی تمامی حوزه های مهم خبری ، تمامی مردان نهادها و موسسات خبرساز در پایتخت کشور جمع شده اند.این پرسش بسیاری از روزنامه نگارانی است که عمدتاً بخش قابل توجهی از وقت خود را صرف تهیه خبر و گزارش های تلفنی از مدیران و کارشناسان کشور می کنند.دکتر گرانمایه پورکارشناسان رسانه ای معتقدند روزنامه نگاری محلی آنگونه که در کشورهای پیشرفته توسعه یافته است در کشور ما رشدی نداشته و همین نکته باعث شده است تا بسیاری از خبرگان این حرفه نیز برای گذران زندگی و نیز ارتقای موقعیت حرفه ای خویش روانه پایتخت شوند. پرسش های گفت و گوی ما با دکتر گرانمایه پور به دنبال یافتن راه حلی برای رونق روزنامه نگاری محلی است که از نظر می گذرانید: 

* آقای دکتر ، بسیاری از خبرنگاران شهرستانی معتقدند تهران و تمرکز منابع متعدد و معتبر خبری جایی را برای عرض اندام روزنامه های محلی باقی نمی گذارد و اساساً خبرنگاری در شهرستانها با این توزیع نابرابر مفهومی ندارد.چقدر با این نظر موافقید؟  

** ببینید ،مقوله ای در روزنامه نگاری توسعه با عنوان روزنامه نگاری قومی ، محلی و یا بومی وجود دارد.اما حلقه مفقوده روزنامه نگاری شهرستانی و یا توابع این است که اگر سری به شهرهای مختلف کشور بزنید می بینید که بعضی از شهرها دو یا سه روزنامه ، برخی یکی – دو هفته نامه و... و برخی نیز مطالب بی رمقی را منتشر می کنند. هیچ بارقه ای از محلی بودن در روزنامه های صبح شهرستانها نمی توان یافت و تمامی روزنامه ها به جای آنکه به تیتر اخبار مهم محلی و استانی که تاثیری عمیق در روند موفقیت و پیشرفت آن مناطق دارد بپردازند ترجیح می دهند اخبار و تیترهای روزنامه های سراسری را انعکاس دهند .روزنامه نگاری محلی در کشور ما چه قبل و چه پس از انقلاب مهجور مانده است و کسی به این نوع از روزنامه نگاری کاری ندارد ، حال آنکه نخبگان این روزنامه ها چنانچه فرصت لازم را بیایند از روزنامه نگاران تهران نیز توانایی بیشتری خواهند داشت. نتیجه یک پژوهش که در خصوص " بررسی چالشهای فرصتهای روزنامه نگاری محلی " در مناطقی مثل آذربایجان ، همدان ، سیستان و بلوچستان و..." انجام گرفته نشان می دهد که تمامی نشریات محلی یک وجه مشترک دارند و آن این است که روزنامه نگاری محلی نه از حیث فرهنگی و نه از لحاظ سازمانی و قانونی و حتی از نظر حرفه ای نتوانسته است جایگاه مناسبی را کسب کند. اگر روزنامه محلی در شهری وجود دارد معمولاً از طیفی خاص حمایت می کند و ناگزیر باید برای تامین معاش خود روی به آگهی بیاورد و همین مساله یعنی وابسته شدن به صاحبان آگهی و... جالب اینکه مدیران این نشریات نیز هیچ یک حرفه ای نیستند و غالبا هر یک از آنها صاحب مناصب خاصی در این منطقه بوده اند و بنابر این توانسته اند به این جایگاه دست یابند. روزنامه نگاری محلی ما از قبل از انقلاب گرفتار بحران قرائت و یا تفسیر از متن است.برخی گمان می کنند تقویت روزنامه نگاری محلی و بومی به معنای تقویت گرایی قومیت گرایی است. در حالی که اگر می خواهیم به قومیت ها هویت و به زبان محلی اصالت دهیم و چنانچه می خواهیم برنامه های توسعه را عمومی و به اقشار مختلف جامعه تسری دهیم تنها راه آن توسعه روزنامه نگاری بومی است.بسیاری از روزنامه نگاران محلی معتقدند که اگر این نوع از روزنامه نگاری با زبان محلی آنها آمیخته شود تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.می توان از ده – دوازده صفحه یک روزنامه محلی بخشی به زبان محلی آن منطقه منتشر شود و قطعا تاثیر بیشتری خواهد داشت.روزنامه نگاران محلی معتقدند وقتی روزنامه ای را به زبان فارسی منتشر می کنند قدری در ارتباط با اقوام و قومیت های محلی دچار مشکل می شویم.

* جالب اینکه برخی از شبکه های تلویزیونی استانی ما بخش هایی از برنامه های خود را به زبان محلی آن منطقه منتشر می کنند.

** دقیقاً .مراکز استانی صدا و سیما به این نتیجه رسیده اند که اگر اخبار را به زبان بومی پخش نکند اصلاً مخاطب ندارد.روزنامه نگاری نیز باید به این سوی حرکت کند.

* نهادهای نظارتی محلی چگونه می توانند به توسعه نشریات محلی کمک کنند؟

** نهادهای نظارتی که بر مطبوعات محلی نظارت می کنند متعددند و گاه علاوه بر نهادی که وظیفه صدور مجوز فعالیت اینگونه نشریات را داراست چند نهاد دیگر نقش گروه فشار را برای آنها ایفا می کنند.برای همین است که دیگر روزنامه نگاری مجالی را برای بیان واقعیات محلی نمی یابد.کارگزاران محلی همچون کارگزاران پایتخت توان تحمل نقد روزنامه های محلی را ندارند در حالی که ممکن است تبعات نقدی که از سوی روزنامه های محلی می شود بسیار کمتر از نقدی باشد که یک رسانه ملی از آن مجموعه می کند.بنابراین مطبوعات محلی در حصاری گرفتار آمده اند که ترجیح می دهند روندی را در پیش بگیرند که به تعطیلی آنها منجر نشود.روزنامه نگاری محلی در کشوری که 75 میلیون جمعیت دارد و در پی برخورداری از جایگاه کشورهای توسعه یافته است با این روند موفق نخواهد شد.

* تا اینجا شما توپ را بیشتر به زمین نهادهای خارج از مطبوعات انداختید .گویی بیش از آنکه روزنامه نگاران در این جایگاه نقش داشته باشند نهادهای خارجی در این خصوص نقش ایفا می کنند...

** ببینید ، تا زمانی که در پایتخت ، شهرها و حومه انجمن صنفی متشکل و غیرسیاسی وجود نداشته باشد روزنامه نگاران در پیشبرد اهداف شغلی و صنفی خود ناکام خواهند بود.تا زمانی که در بین خود روزنامه نگاران خطوط فکری سیاسی محو نشده و تبدیل به خطوط صنفی نشود نمی توان از روزنامه نگاران توقع فعالیت جدی داشت.روزنامه نگاران باید به دنبال نقش خود داشته باشند.هر صنفی تا زمانی که منتظر قانون و قانونگذار و در انتظار ایجاد شرایط برای احقاق حق و حقوق خود باشد هیچگاه نمی تواند حقوق صنفی خود را کسب کند.مادام که روزنامه نگاران محلی از انسجام صنفی برخوردار نباشند نمی توان صدای مشکلات آنها را به گوش مسوولان رساند.ما نیازمند طرحی نو در روزنامه نگاری محلی هستیم .حتی شاید در صورت نیاز باید روزنامه های محلی در یکدیگر ادغام شوند.اتفاقی که در آینده رخ خواهد داد این است که به دلیل تکثر رسانه های مجازی بسیاری از روزنامه ها ناگزیرند برای دوام و بقای خود در یکدیگر ادغام شوند.آنها می توانند با تشکیل شرکت و یا یک کنسرسیوم توانمندی های خود را به سرمایه تبدیل کنند.این مهم را روزنامه نگاران آمریکایی ، کانادایی ها و.. تجربه کرده اند. در ایالات متحده آمریکا برخی از کمپانی هایی که کار چاپ و انتشار را انجام می دهند مجوز مطبوعات محلی را نیز در اختیار دارند.ما باید به دنبال راههای جدیدی برای تقویت مطبوعات محلی باشیم.باید پذیرفت هر چه میزان باسوادی و تحصیلات در افراد بالاتر رود آگاهی های آنها نیز افزایش می یابد و این گروه ناگزیرند برای ارایه خواسته های خود به کانون های قدرت به مطبوعات مراجعه کنند.آنچه باعث می شود جمعیت یک استان با سطح سواد 50 درصدی را با یکدیگر و با برنامه های توسعه همسو کند و صدای آنها را به گوش دولت مرکزی برساند رسانه است.پس بهتر است تا رسانه های محلی با شیوه ای نو مدیریت شوند.علاوه بر این باید به قدری در ممیزی قوانین مربوط به مطبوعات محلی تجدید نظر کنیم.باید پذیرفت ایران مجموعه ای از قومیت هاست.قومیت هایی که هریک نیازهایی دارند که اگر از مجرای قانونی خود منعکس شود دولت مرکزی به سادگی می تواند برای آن برنامه ریزی کند.

نکته دیگری که در روزنامه نگاری محلی وجود دارد این است که برغم برخورداری از نیروهای توانمند امکانات محدودی در این حوزه وجود دارد و طبعا بسیاری از این روزنامه نگاران آموزش های لازم را نمی بینند.حال آنکه آنها باید با سبک های جدید صفحه بندی ، خبرنویسی و... آشنا شوند.همانگونه که شما اشاره کردید شهرستانها مثل پایتخت محل رخدادهای بزرگ نیست و بنابر این یکی از رویکردهای روزنامه نگاری محلی پرداختن به اخبار محلی است.

* غالباً این نشریات محلی اند که تابع روزنامه های ملی محسوب می شوند. می توان انتظار داشت روزی روزنامه های ملی پیرو روزنامه های محلی شوند؟

** بله ، به شرط آنکه روزنامه نگاری محلی و یا شبکه اطلاع رسانی محلی تقویت شود.چند سال قبل پیشنهادی را به برخی از مدیران ادارات کل استانها ارایه کرده بودیم مبنی بر اینکه برخی از استانهای همجوار می توانند شبکه خبرگزاری استانی دایر کنند.اینها فرصتهایی است که تاکنون کسی آنها را تجربه نکرده است و این مساله منوط بر این است که بستر روزنامه نگاری فراهم شده و یا شیوه های مدیریتی برای این روزنامه ها تعریف شود.

* مشکلی که در این زمینه معطوف استادان ، خبرگان و پیشکسوتان روزنامه نگاری شهرستانها می شود این است که بسیاری از آنها ترجیح می دهند به پایتخت مراجعت کنند و حتی خیال بازگشت به شهرستان خود را ندارند.وقتی چنین نگاهی در بین استادان این حرفه وجود دارد چگونه می توان خبرنگاران جوان را به توسعه روزنامه نگاری محلی تشویق کرد؟

** بسیاری ازصاحبان مشاغل به تامین معاش و اقتصاد زندگی به مثابه فرصتی نگاه می کنند که اگر از دست برود با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند. استادان و دانشجویان نخبه شهرستانی نیز به همین دلیل چاره ای برای مهاجرت به پایتخت نمی یابند.این موضوع نیز راه حل دارد.اگر بودجه خاصی برای استادان پیش بینی شده و طرح های پژوهشی و تحقیقاتی به آنها پیشنهاد شود و همان منابع مالی موجود در پایتخت به آنها نیز اختصاص یابد قطعا کمتر کسی خیال ماندن در پایتخت را در ذهن خواهد داشت.روزنامه نگاری رشته ای است که اگر کسی از فرصتهای این رشته اعم از اقتصادی و یا علمی آن استفاده نکند در پایان عمر تن و روح رنجور و انباری پر از یادداشتها و مقالاتی را همراه خواهد داشت که کفاف زندگی او را نخواهد داد. شاید کمتر روزنامه نگاری را بتوان پیدا کرد که روزنامه نگاری را با شرایط خوب اقتصادی به پایان رسانده باشد.

 

نظرات و پیشنهادات [7]

جواد صبوحی


 
   
a

a

aa

.

 

Copyright 2005-2006 ParenThesis  By Javad Sabouhi - Powered By BLOGSKY.COM - Design & Code By Ali Erfanian          

d